حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی

ماموریت برای انقلاب

آقا مرا در مسجد رضویه گذاشت تا از انقلاب بگویم

پای ثابت کلاس‌ها‌ و درس‌های مقام معظم رهبری بودم؛ همان زمانی که کلاس‌هایشان در مدرسه میرزاجعفر فقط روزهای پنجشنبه و جمعه برگزار می‌شد و ایشان هم در خلال آن درکنار درس تفسیر، از امام و آنچه بود، برایمان می‌گفت.

بعدها هم که در مسجد کرامت نماز می‌خواند، اوضاع به همین منوال بود؛ به‌صورتی‌که بین دو نماز یا آخر نمازها تخته سیاهی می‌گذاشت و به بهانه گفتن احکام، از سیاست حرف می‌زد. با تعطیلی مسجد کرامت، همین روند را در مسجد امام‌حسن‌مجتبی(ع) به‌بهانه تفسیر نهج‌البلاغه آغاز کرد و بعدتر هم در مسجد قبله، خیابان شهید نواب‌صفوی فعلی ادامه‌ داد که در تمام آن‌ها حضور داشتم.

در این کلاس‌ها روال به این صورت بود که با پایان هر درس، آقا زمان جلسات بعدی را روی برگه می‌نوشت و به چند نفر از شاگردها می‌داد که من هم یکی از آن‌ها بودم.

در همین کلاس‌ها و جلسات با آقا بیشتر آشنا شدم و ایشان هم از روحیات من خبردار شد و دوستی‌مان ادامه پیدا‌ کرد. ایشان گاهی اوقات مرا برای سخنرانی به مکان‌های مختلف می‌فرستاد و تاکید می‌کرد که از انقلاب بگویم.

به همین امور مشغول بودم که یک روز دم‌دمای ظهر من را در مسجد ملاهاشم دید و با پرسیدن محل زندگی‌ام بعد از کمی فکر، با گفتن اینکه «فاضلی باهات کار دارم» رفتند. چند روز بعد دوباره یکدیگر را ملاقات کردیم و گفت: «مسجد رضویه در خیابان چهنو نیاز به یک روحانی انقلابی دارد تا هم پیش‌نماز باشد و هم آگاه به انقلاب و راه امام‌خمینی. اگر خودت هم موافقی، می‌خواهم تو را به‌عنوان روحانی سخنران به این مسجد بفرستم.»

من هم که از خدا می‌خواستم که تریبون مستقلی داشته‌ باشم، قبول کردم. وقتی وارد این مسجد شدم، مردم انقلابی محله چهنو همراهم شدند و فعالیت‌هایمان را بیشتر کردیم که ازجمله آن‌ها چاپ کیسه‌کیسه اعلامیه و پیاده‌ کردن نوارها بود.

وقتی نواری در جلسات مخفیانه به دستم می‌رسید، به مسجد می‌آوردم و آخر شب با جمع‌ کردن چند تن از انقلابی‌های محله، آن‌ها را کامل در همین مسجد رضویه گوش می‌کردیم.

حتی بعد از ساخت خانه‌ام در جوار مسجد، بخش شیروانی آن شد محلی برای مخفی و انبار کردن نوار و اعلامیه‌؛ البته برای اینکه کسی بویی نبرد، درِ شیروانی را از سمت مسجد گذاشته بودیم که راحت می‌توانستیم نوارها و اعلامیه‌ها را مخفی کنیم.

ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

ماموریت برای انقلاب: حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی

▪️◾️◼️ إنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون ◼️◾️▪️

     حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی
مجاهد و یار انقلابی مشهدی امام خمینی ره
و شاگرد صدیق و وفادار امام خامنه‌ای حفظه‌الله درگذشت.

     به خانواده محترم ایشان و مشهدی‌های انقلابی ولایتمدار، دوستان و آشنایان تسلیت عرض می‌نماییم.
     تشییع این مجاهد انقلابی از شهید صدوقی ۱۸، روبروی کوچه شهید حمیدی‌مقدم (چهنو پایین خیابان) #مسجد_رضویه
یکشنبه ۴ تیر ساعت ۹ صبح برگزار می‌گردد.
از عموم مردم قدرشناس انقلابی دعوت می‌گردد در این مراسم شرکت نمایند.

من‌الله التوفیق
حجت‌الاسلام سید محمود محمدی
سردار حسین دهقان رحیم‌بیکی
سید علی اکرمی

 

روایت یک روحانی مبارز از روزهایی که به پیروزی ختم شد؛

خوش‌بین‌ترین افراد هم نمی‌دانستند حرکتی را که امام‌خمینی در پاییز سال چهل و یک پایه‌ریزی کرده، شانزده سال بعد به شکل‌گیری نخستین حکومت شیعی در تاریخ ایران منجر می‌شود.
سیر شانزده‌ساله‌ای که حتی بیشتر علمای شیعه و طلاب هم تصور نمی‌کردند نتیجه این حرکت‌ها و مبارزات در سال پنجاه و هفت بروز یابد، با این وجود درراستای حرکت انقلاب اسلامی گام بر‌داشتند و ثابت‌قدم در این عرصه ماندند. همین افراد با شاخص قرار دادن قرآن و آنچه اهل‌بیت(ع) به یادگار گذاشته‌‌اند، از ابتدا تا انتها امام را تنها نگذاشتند تا کِشتی انقلاب اسلامی به سرمنزل مقصود برسد.یکی از همین طلاب که با راهنمایی‌های مقام معظم رهبری، امام‌خمینی را شناخت و با پررنگ شدن آرمان‌های انقلابی‌اش در این راه ماند و مبارزه‌ کرد، حجت‌الاسلام محمد‌جواد فاضلی، از شهروندان محله چهنو بود. کسی که به‌‌علت شاگردی در کلاس‌های تفسیر مقام‌ معظم رهبری و داشتن روحیه انقلابی به یکی از گزینه‌های ایشان برای همراه کردن مردم با آرمان‌های امام‌خمینی تبدیل شده‌ بود. او همان‌ کسی که به توصیه مقام معظم رهبری، بخش اعظم فعالیت‌هایش، آشکار کردن حقایق رژیم شاه درقالب سخنرانی در مساجد، روی خودروها و تانک‌ها برای مردم‌ بود. حال در این شماره شهرآرامحله، فرارسیدن سی‌ونهمین بهار انقلاب‌ اسلامی را بهانه کرده و با این فعال انقلابی که هنوز هم اهالی محله چهنو و نمازگزاران مسجد رضویه از او به‌عنوان سخنران داغ انقلاب در روزهای پرالتهاب و دوست مقام معظم رهبری در آن روزها یاد می‌کنند، به گفتگو نشسته‌ایم؛ گفتگویی که حال وهوای روزهای مبارزه و سال٥٧ را در خاطر زنده می‌کند.
(فاطمه شوشتری)

ادامه نوشته